جیگر نایت

دیشب با دو عدد جیگرِ سابقاً بلاگیکسی!؛ رفتیم جیگر زدیم بر بدن:))) قرارمون این بود که شش تا هشت بیرون باشیم ( چون من هشت جلسهی آنلاینی داشتم) نتیجه؟! جلسه را کنسل نموده و شب چه ساعتی بازگشتم؟ یازده و نیم شب! فکر میکنم همین و تاول زدن جفت پاهام کفایت میکنه در باب اینکه چقدر خوش گذشت!
قره دیر رسید ( گم شده بود بچه.🤍🥹) تا برسه با فاطمه گپ میزدیم و من به این فکر میکردم وای چقدر واقعا فاخره این دختر.🫠😁 بعد قره اومد و قره بالا دقیقاً و واقعا همون قره بالای وبلاگ بود بی هیچ تفاوتی. نه البته، ناناز تر از وبلاگ. ( باید تلفنی صحبت کردنش با آقا تپل رو میشندید. خیلی گودی گودی اون هم به زبان ترکی.)
و آقای جان، همونی بود که در روایت های فاخر بود. همون قدر متین و آروم و همراه. اینو چگونه فهمیدم؟ ندیدمشون ولی خب بندهی خدا تمام مدتی که ما جیگرکی بودیم و دور دریاچه راه میرفتیم و... منتظر فاخر بود. با اینکه قرار است بود هشت تموم بشه ولی تا ساعت یازده و نیم صدای این مرد در نیومد و همینجوری منتظر مونده بود.
بچه ها به من میگفتند تو در وبلاگت، خیلی پرحرف تری ولی الان کم حرف و آرومی. یعنی تصورشون این بود که خیلی شیطون بلا باشم ولی خب به اندازه برداشت شون، در جنب و جوش نبودم.😁 حرف هم زیاد میزدم ولی خب بیشتر میشنیدم.
خلاصه این خلاصهای بود از حُسن ختام تابستان ما:)))